
در ادامه، آخرین تحولات، اخبار و جزئیات مربوط به «دوباره قلم» را مرور میکنیم تا دید کاملی نسبت به این موضوع داشته باشید. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. مي نويسي از بازي روزگار از زندگي از دنيا و آدم هاشبزرگ ميشي ، به قول مامانت براي خودت خانمي ميشيميشه ٢٦ سالت ، همه ميگن ديگه وقت ازدواجتهاز همه بيشتر خانواده ات هستن كه دارن براي اين اتفاق لحظه شماري مي كنناما تو غافل و به دور ا...
ادامه مطلب
باور سخت در ادامه، هر آنچه باید درباره «باور سخت» بدانید به همراه مهمترین جزئیات و اطلاعات تکمیلی ارائه شده است. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. این وبلاگ را ساختم تا فقط برای تو و از تو بنویسم .....کاری با سقوط هواپیما ندارم ، کاری با 100 و چندتا آدمی که رفتن هم ندارم ، کاری هم ندارم اون لحظه چه حالی داشتن ... کاری هم با این ندارم که چقدر می تونه ترسناک باشه ... چیزی که ...
ادامه مطلب
این وبلاگ را ساختم تا فقط برای تو و از تو بنویسم .....کاری با سقوط هواپیما ندارم ، کاری با 100 و چندتاآدمی که رفتن هم ندارم ، کاری هم ندارم اون لحظه چه حالی داشتن ... کاری هم با این ندارم که چقدر می ...
ادامه مطلب
دوباره قلم به دست ميگيري و شروع ميكني به نوشتن مي نويسي از بازي روزگار از زندگي از دنيا و آدم هاش بزرگ ميشي ، به قول مامانت براي خودت خانمي ميشي ميشه ٢٦ سالت ، همه ميگن ديگه وقت ازدواجته از همه بيشتر خانواده ات هستن كه دارن براي اين اتفاق لحظه شماري مي كنن اما تو غافل و به دور از همه ي اينها سعي داري اول تكليف خودتو با اين زندگي روشن كني دوست داري بدوني كجاي اين كره ي خاكي هستي ...... مي خوا...
ادامه مطلب
دوباره قلم به دست ميگيري و شروع ميكني به نوشتن مي نويسي از بازي روزگار از زندگي از دنيا و آدم هاشبزرگ ميشي ، به قول مامانت براي خودت خانمي ميشي ميشه ٢٦ سالت ، همه ميگن ديگه وقت ازدواجته از همه بيشتر خانواده ات هستن كه دارن براي اين اتفاق لحظه شماري مي كنن اما تو غافل و به دور از همه ي اينها سعي داري...
ادامه مطلب
یه وقت هایی یه حرف هایی می زنی یه کارهایی می کنی که بعدش کلی پشیمون می شی هممون آدمیمم هیچ کدوممون خوب مطلق یا بد مطلق نیستیم .... همه ما آدمها اشتباه می کنیم ... چه تو حرف هامون چه تو تصمیم هامون چه تو کارهامون.... تا یه جاییشو قبول دارم من اشتباه کردم .... تقصیر من بود .... اما از یه جاییش به بعد یه حرف هایی زد که احساس میکنم اضافه هستم تو زندگیش .... از یه جایی به بعد همیشه میگه تو مانع شدی .... تو باعث شدی من اینطوری موندم .... تو نذاشتی من جوونی کنم .... از یه جایی به بعد همه چیو بهم ربط میده من ، موندنش ، خواسته هاش .... نمی دونم ، آدم ایزاده دیگه .... شاید واقعا...
ادامه مطلب
مامانم راست می گه زندگی ما آدمها خیلی بالا پایین داره .... خیلی زیاد مخصوصا زندگی بنده ..... نن جون یکبار در زندگیم تصمیم گرفتم منطقی یه مسئله رو حل کنم .... طی اختلافات اخیر و بی توجهی پشی خان ارجمند بنده دچار افسردگی شده و دیگر علاقه ای به ادامه نداشتم و دیگر هیچ چیز برایم معنا نداش ..... راستش کسی نبود بشینه به چرت و پرت هایم گوش فرا بده .... بنابراین به پشی خان فرصت داده تا فکر هایشان را در رابطه با میزان علاقه شان به ما بکنن .... آن بزرگوار امروز پیام داده و بدون مقدمه فرمودند ما را دوست می دازند و وسط ها ی راه خواستند از جواب دادن به سوالات بنده در برون...
ادامه مطلب
گاهی فکر می کنم پدر مادرم ناراحتم می کنن دوستم ندارن .... می خوان لج منو در بیارن ... چیز هایی که من می دونم رو اونا نمی دونن .... گاهی وقت ها رو سرشون داد می زنم .... اذیتشون می کنم و بی احترامی می کنم به خودم .... اما بعد اتفاقات این چند روز فهمیدم تنها کسایی که می تونن عاشقانه دوستم داشته باشن اونها هستن .... همیشه فکر می کردم مهدی خیلی دوستم داره و به خاطر اون حاضر شدم جلو مادر پدرم وایسم اما باهاش حرف که می زدم بهم گفت امکان داشت اگه من بودم نمی ذاشتم بری دانشگاه .... اون فقط در حد یه دوسته نه بیشتر .... فقط می تونه آرومت کنه .... همین و بس .... هیچ وقت نمی تون...
ادامه مطلب
این منم زنی تنها زیر سایه مردی که دیگر نگاهش به من اشتیاقی ندارد زندگی که هر روزش تکرار دیروز است و ضرباهنگ یکنواخت قلبم که مثل سایق با شنیدن صدایش، گرمای نگاهش ،سرعت نمی گیرد قالب زندگی ام تکرار است و خستگی انگار قید او را زده ام اینکه وقتش را با من بگذراند مرا جذاب ترین زن دنیا بداند و بی وقفه و دیوانه وار نگاهم کند .... برای دیدنم چراغ قرمز ها را نادیده بگیرد و تا در خانه پایش را روز پدال گاز فشار دهد و متوجه عمر بیست ساله ام که با او زیستم نشوم چقدر تلخ است برای یک زن دیده نشدن و جذای نبودن در چشم کسی که همه زندگیش اوست بیاد می آورد روز آشنایشا...
ادامه مطلب
پاییز می آید .... فصل رنگ های زیبا و دوست داشتنی.... شاید هیچ پاییزی را در کنارت نبودم ... شاید زیر بارون قدم نزدیم .... شاید شعر نخوندیم و نخندیدم .... شاید یه چای لب دورز لب سوز نخوردیم .... شاید برگ ها زیر پامون خش خش نکردن .... شاید نبودی که وقتی مثل بید می لرزیدم کاپشنتو بدی بهم .... اما .... شاید باورت نشود اما در خیالم در کنارت بودم .... زیر بارون باهات قدم زدم .... باهات شعر خوندم و خندیدم .... چای لب دوز لب سوز خوردم .... برگ ها زیر پام خش خش کردن .... وقتی مثل بید می لرزیدم کاپشنتو دادی بهم .... اما .... نمی دانم این پاییز بدون تو و خیالت چه طور سر خواهد شد ..... ...
ادامه مطلب
برای فهمیدن تو خواستم هر چیزی رو که تو دوست داری رو دوست داشته باشم چیزایی که تماشا کردی و دیدی چیزایی که برام تعریف می کردی خواستم همه چز رو از چشم تو ببینم دیدم .... خوشم اومد ..... و اونقدر تو جای درستی قرار گرفتم که هیچ وقت نبود.... یه جای امنی تو گوشه ی قلبم رو دادم به تو .... و تا همیشه جات تو کنج قلبم هست و هیچ وقت فراموش نمی کنم شب هایی رو که عکست رو می بوسیدم و بعدش می خوابیدم و دوباره صبح بهت صبح بخیر می گفتم و روزمو شروع می کردم .... دوستت داشتم .... پریسا...
ادامه مطلب
موهامو بافتمو ناراحتی هامو پشت آرایشم قایم کردم و هندزفری تو گوشام .... راه افتادم و راه رفتم و رفتم و رفتم ..... فکر کردم به همه چی این که از کجا شروع شد و به کجا رسیدیم .... حالا اومدم خونه و موهامو باز کردم و آرایشم رو پاک کردم ..... می نویسم برای تویی که نمی بینی و نمی شنوی ..... دیگه واقعا خسته شدم .... هر چی فکر کردم دیدم خیلی دوستت داشتم همه جوره باهات راه اومدم و حتی حاضر شدم قید خانواده ام رو بزنم و بیام پیشت .... سعی کردم ادا بازی در بیارم و بخندونمت .... خیلی وقت ها حرف هایی رو زدم که بر خلاف میلم بود .... نمی گم خوب مطلق هستم ... نه ! منم بدی های خودمو دارم ...
ادامه مطلب
همه چی آرومه فعلا" داریم با هم می سازیم ، طاهرا" بره ماهشهر که ای کاش بره چون اونجا موندنی مهربون تره اما میره شهر خودش وای وای وای هر چی افسردگی خشونت دیوانگی همه میان سراغش منم میرم کلاس حسابداری خوبه بدک نیست خوش می گدره خواستم بگم من پریسا هستم اونطرفی قوی نبودم اما این طرفی جبران میکنم دیگه نقش اینا بازی نمی کنم تموم شدم من دیگه خودمم خود واقعیم پریسا...
ادامه مطلب
دوستت دارم شاید برایت کم باشد اما یادت نرود من تمام وجودم را برای دوست داشتنت دادم یادت نرود برای این جمله ی مقدس اشک ها ریختم تا ثابتش کنم حاضرم تمام وجودم را بدهم اما تو فقط بگویی باور کردم پریسا...
ادامه مطلب
روزم را تبریک نگفتی گفتی دیگر از تو سنی گذشته سوالم این بود مگر وقتی انتخابم می کردی همین برایت ملاک نبود مگر قسم نخوردم با کسی نبودم مگر .... خندیدم خندیدم خندیدم تو هم خندیدی خندیدی خندید اما جواب بغض هایم را ندادی کل شب گریه بود و تکرار مکررات و جمله ی زیبایت که دیگر سنی از تو گذشته چه طور می توانی اینقدر بی رحمانه با کلمات بازی کنی چطور می توانی دلم را بشکنی بدون ناراحتی دل شکستن هم مرد می خواهد کارت فوق العاده است مرد در این کار بی نظیری پریسا...
ادامه مطلب
برایت مینویسم حتی اگر به یادم نباشی برایت مینویسم و مرورت می کنم حتی اگر سه شب فراموشم کرده باشی به یادت هستم در مرام ما فراموشی نیست جان دل جانم را برایت دادم ، آبرویم را ریختم زمین من تو را آسان بدست نیاورده ام که آسان پاک شوی از ذهنم ما شاید برایتان کوچک باشیم اما همین کوچک کل وجودش برایت می تپد گاهی می گویم فقط باشد باشد باشد اگر یادم نبود اشکالی ندارد اما فقط باشد و تو چه ساده از کنارم می گذری و می روی و صدایت را نمی شنوم و من چه دیوانه وار این و آن سو می آیم شاید یادت آید شاید یادت آید کوچکی هم گوشه ی دیوار برایت می تپد و از وجودت جان می گی...
ادامه مطلب
خوب راستش یک روز رفتم سر کار و 8 ساعت که نه ولی 6 ساعت بکوب پشت سیستم بودم بعد از اون هم کلاس حسابداری ...... حالا شب من آمدم به خانه با چشمانی هم چون کاسه ی خون و گویی مشتی بر زیر چشمم نثار کرده اند ..... دقیقا" همانند زامبی ها شب که واقعا مانند جنازه بودم و بعد مکالمات با جناب پشی خان و چت زدن و رفتن به فاز صداقت که هیچ کس جز من و آن بزرگوار این راز را نمی دانیم تمام موارد لازمه را بر ایشان توضیح داده و بر خواب عمیقی فرو رفته و صبح روز بعد از مدیریت محترم سرکار خداحافظی کرده و به خانه بازگشتم ....... بعد از آن روز دیگر چشمانم هم چون قبل درست شد و دیگر آثاری ار م...
ادامه مطلب
جان دلم تولدت مبارک ..... به دنیا اومدنت را به این آدمای تو این دنیا و کسایی که اطرافتن تبریک می گم تبریک به خودم که تونستم برای 4 اومین بار بهت تبریک بگم نازنینم تولدن مبارک پشی نازنین و مهربونم .... امیدروارم به همه ی آرزو های خوشگلت بررسی عزیز دلم امیدوارم همیشه بهترین ها برات اتفاق بیافته .... حسابی پولدار بشی و پیشرفت کنی و یک زندگی خیلی خیلی خوب داشه باشی جون دلم دوستدارت پریسا...
ادامه مطلب
تا امروز رو پای خودم بودم .... تا امروز سعی کردم همه ی کارهامو خودم انجام بدم .... اما می ترسم مهدی .... می ترسم بری و دیگه نتونم رو پاهای خودم وایسم .... می ترسم عادت کنم به خوب بودنت به صدای مهربونت و بعد از این دیگه زندگیم خوشگل نباشه و نتونم نتونم رو پاهای خودم وایسم می ترسم دیگه نشه !!! دیگه نباشی و نشه ..... می ترسم یکی یدونه ام ..... می ترسم دیگه کسی رو نتونم دوست داشته باشم می ترسم نتونم فراموشت کنم ..... می ترسم ..... پریسا...
ادامه مطلب
نن جون هیچ وقت آدمهای دورو برتو زورکی نگه ندار ! نن جون تو نمی تونی آدما رو مجبور کنی اونطوری که تو دوستشون داری اونها هم تو رو دوست داشته باشن ! نن جون یادت باشه آدمهای این دنیا انقدر کار دارن که وقت واسه دوست داشتن کسی ندارن ! اگه کسی رو زورکی نگه داری یه روزی حتما" از پیشت می ره یا اگه تقی به توقی بخوره می گه من می خواستم برم تو نذاشتی !!!!! دیشب واقعا" دیگه قاطی کردم ..... بابا اعصابم خورده اصلا" پیام می دم بهش اگه دید که دید اگه ندید دیگه هیچ جوابی نمی ده خب نمی دونه من دوست داشتم اگه پیام می دم صبح که دید یه چی بگه ! اصلا یک کلمه جواب بده .... نمی خوادتم د...
ادامه مطلب