راه افتادم و راه رفتم و رفتم و رفتم .....
فکر کردم به همه چی این که از کجا شروع شد و به کجا رسیدیم ....
حالا اومدم خونه و موهامو باز کردم و آرایشم رو پاک کردم .....
می نویسم برای تویی که نمی بینی و نمی شنوی .....
دیگه واقعا خسته شدم ....
هر چی فکر کردم دیدم خیلی دوستت داشتم
همه جوره باهات راه اومدم و حتی حاضر شدم قید خانواده ام رو بزنم و بیام پیشت ....
سعی کردم ادا بازی در بیارم و بخندونمت ....
خیلی وقت ها حرف هایی رو زدم که بر خلاف میلم بود ....
نمی گم خوب مطلق هستم ... نه ! منم بدی های خودمو دارم
اما برای تو از محبت سعی کردم چیزی کم نذارم
نمی خوام بگم کسی پیدا نمی شه که اونقدری که من دوست داشتم دوست داشته باشه
نه ! شاید کسی پیدا بشه که بیشتر از من دوست داشه باشه و بیشتر از من بهت محبت کنه
اما من اگه محبت کردم اگه دوست داشتم به اندازه خودم بوده و کم نذاشتم تو نوع خودم ...
در حد توانم تو ناراحتی هات و وقت هایی که عصبانی سعی کردم کنارت باشم
همیشه سعی کردم بهت اعتماد بنفس بدم بگم تو لایق بهترین ها هستی
اما خوب می دونی دوست داشتن باید خودجوش باشه نه که من هی وادارت کنم
تو باید خودت دوست داشته باشی بهم پیام بدی و بهم زنگ بزنی نه که من مجبورت کنم
راستش امروز خیلی فکر کردم ! دیگه از نظر من همه چی تموم شده است
دیگه واقعا" خسته ام از این همه بی تفاوتی ... از اینکه دیگه علاقه ای به بودن با من نداری
دیگه کافی هستش .... شاید هیچ وقت ندونی تا چه حدی دوست داشتم که کاش
دیگه بعد از این هم هیچ وقت نفهمی ....
وقتی بتونی شب رو راحت و بدون من سر کنی ... وقتی برات مزاحم باشم .....
دیگه یعنی علاقه ای در کار نیست .....
بیا همو گول نزنیم عزیزم ....
تو نخواستی با من باشی چون اگه می خواستی می دونستی منم همه
جوره باهاتم و حتی باهات میام شهر تو ....
اما توجیه کردی که الان شرایطش رو ندارم .....
نه جونم دیگه دلتو زدم .....
این حرف ها حاصل 3 ساعت راه رفتن تو خیابونو قضاوت بی طرفه هستش ....
برای من دیگه کافی هستش
دیگه نه پیامی خواهم داد و نه سراغی خواهم گرفت
بعد از این اگه قرار به بودن باشه باید از جانب شما باشه اونم نه مثل قبل
با یه هدف خاص ..... با دونستن یه پایان خوش ، نه گذروندن روز ها و شب ها ....
اگه هم نخوای دیگه تمام شد همه چیز و تو رو به خدای مهربون می سپارمت و امیدوارم
تو تک تک مراحل زندگیت موفق و سلامت باشی در کنار خانواده ی عزیزت .....
برات آرزوی بهترین ها رو دارم 
پریسا 
برچسب: من دیگه تموم شدم,
نویسنده: پارسا اسدی