زندگی که هر روزش تکرار دیروز است
و ضرباهنگ یکنواخت قلبم که مثل سایق با شنیدن صدایش، گرمای نگاهش ،سرعت نمی گیرد
قالب زندگی ام تکرار است و خستگی انگار قید او را زده ام اینکه وقتش را با من بگذراند
مرا جذاب ترین زن دنیا بداند و بی وقفه و دیوانه وار نگاهم کند ....
برای دیدنم چراغ قرمز ها را نادیده بگیرد و تا در خانه پایش را روز پدال گاز فشار دهد
و متوجه عمر بیست ساله ام که با او زیستم نشوم
چقدر تلخ است برای یک زن دیده نشدن و جذای نبودن در چشم کسی که همه زندگیش اوست
بیاد می آورد روز آشنایشان را که چه موقر و با شکوه بود
حالا ناقوس مرگش را می شنود و آینده ای مهم .....
برچسب: همسر خاموش,
نویسنده: پارسا اسدی