نن جون تو نمی تونی آدما رو مجبور کنی اونطوری که تو دوستشون داری اونها هم تو
رو دوست داشته باشن !
نن جون یادت باشه آدمهای این دنیا انقدر کار دارن که وقت واسه دوست داشتن کسی ندارن !
اگه کسی رو زورکی نگه داری یه روزی حتما" از پیشت می ره یا اگه تقی به توقی بخوره می گه
من می خواستم برم تو نذاشتی !!!!!
دیشب واقعا" دیگه قاطی کردم .....
بابا اعصابم خورده اصلا" پیام می دم بهش اگه دید که دید اگه ندید دیگه هیچ جوابی نمی ده
خب نمی دونه من دوست داشتم اگه پیام می دم صبح که دید یه چی بگه !
اصلا یک کلمه جواب بده ....
نمی خوادتم دیگه زورکی که نیست .....
کاش زودتر برم دانشگاه و این رابطه ی زورکی رو تموم کنم .....
قشنگ معلومه دیگه حوصلمو نداره .....
به من می گه من وقت های خالیمم باید برای تو بذارم !!!!
خواستم بگم واقعا" که ! تو 7 روز رفتی تهران منه بیچاره صدام در اومد ؟
اصلا" مزاحمت شدم ؟
با خودم گفتم با دوستاشه بذار خوش بگذرونه !!!!!
اما اون چی ؟ هیچی !!!!
گفت فکر کردم با خواستگارت هستی !
خوب لامصب بفرضم که با اونم تو نباید یه راغی بگیری !!!!
نن جون اعصاب مصابم داغونه از دست بی توجهی هاش
بیشتر از دست خودم که چرا اینقدر بدی می کنه و اینقدر دلمو می شکنه بازم
دوستش دارم
از دست خودم کلافه ام اما این دفعه دیگه مقاومت می کنم !!!!
اگه دوستم داشته باش خودش ازم سراغ می گیره اگه هم پیگیر نشه دیگه یعنی نمی خوادتم
باشه نخواه .....
اما عزیزم مراقب خودت باش
همیشه و همه جا ..... چون این جوجه بلا یه بار به دنیا اومده و مال من بوده
نذار ناراحت بشه ..... به شکمش برس .... اون عاشق غذا و این حرف هاست .....
شاید دیگه هیچ وقت نتونم اینو بهش بگم اما خیلییییییی دوستش داشتم و دارم .....
به امید اینکه بهترین اتفاق ها براش بیافته .....
حالا تا خدا چی بخواد مارو که سر راه هم قرار داد و 4 سال موندیم با هم
حالا برا بعد این هم حتما فکری کرده .......
پریسا 
برچسب: تا خدا چی بخواد,
نویسنده: پارسا اسدی