
روزم را تبریک نگفتی گفتی دیگر از تو سنی گذشته سوالم این بود مگر وقتی انتخابم می کردی همین برایت ملاک نبود مگر قسم نخوردم با کسی نبودم مگر .... خندیدم خندیدم خندیدم تو هم خندیدی خندیدی خندید اما جواب بغض هایم را ندادی کل شب گریه بود و تکرار مکررات و جمله ی زیبایت که دیگر سنی از تو گذشته چه طور می توانی اینقدر بی رحمانه با کلمات بازی کنی چطور می توانی دلم را بشکنی بدون ناراحتی دل شکستن هم مرد می خواهد کارت فوق العاده است مرد در این کار بی نظیری پریسا...
ادامه مطلب
خوب راستش یک روز رفتم سر کار و 8 ساعت که نه ولی 6 ساعت بکوب پشت سیستم بودم بعد از اون هم کلاس حسابداری ...... حالا شب من آمدم به خانه با چشمانی هم چون کاسه ی خون و گویی مشتی بر زیر چشمم نثار کرده اند ..... دقیقا" همانند زامبی ها شب که واقعا مانند جنازه بودم و بعد مکالمات با جناب پشی خان و چت زدن و رفتن به فاز صداقت که هیچ کس جز من و آن بزرگوار این راز را نمی دانیم تمام موارد لازمه را بر ایشان توضیح داده و بر خواب عمیقی فرو رفته و صبح روز بعد از مدیریت محترم سرکار خداحافظی کرده و به خانه بازگشتم ....... بعد از آن روز دیگر چشمانم هم چون قبل درست شد و دیگر آثاری ار م...
ادامه مطلب
جان دلم تولدت مبارک ..... به دنیا اومدنت را به این آدمای تو این دنیا و کسایی که اطرافتن تبریک می گم تبریک به خودم که تونستم برای 4 اومین بار بهت تبریک بگم نازنینم تولدن مبارک پشی نازنین و مهربونم .... امیدروارم به همه ی آرزو های خوشگلت بررسی عزیز دلم امیدوارم همیشه بهترین ها برات اتفاق بیافته .... حسابی پولدار بشی و پیشرفت کنی و یک زندگی خیلی خیلی خوب داشه باشی جون دلم دوستدارت پریسا...
ادامه مطلب